در این پست اصلا قصد بررسی آن را ندارم
فقط توجه شما را به پراگراف هفده این لجن پراکنی جلب می کنم
نویسنده محترم و مودب این مطلب بعد
شانزده پاراگراف به توپ بستن استاد شجریان نثار کردن هر چه لایق خود بود ، با احمق فرض کردن خوانندگانش پاراگرافی
را می آورد که عینا به ذکر آن می پردازیم خودتان سوتی بزرگی که در آن آمده را کشف
کنید
خدا
را گوه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید
یکبار کروبی در کلیپ تبلیغاتی اش گفت : پشت هر شوخی ، جدی وجود دارد !!!
شاید این را هم بشه گفت :
ممکن است پشت هر اشتباه هم درستی پنهان شده باشد ...
فرارو نوشت: شایعات مربوط به حضور میرحسین موسوی در جمع تظاهرکنندگان در خیابان جیحون و سخنرانی برای آنان تکذیب شد.
دیشب شایعاتی از شبکه بی بی سی فارسی و برخی رسانه های دیگر انتشار یافت
مبنی بر این که میرحسین موسوی عصر شنبه در میان تظاهرکنندگان تهرانی در
خیابان جیحون سخنرانی کرده و اظهار داشته که تا آخر ایستاده و غسل شهادت
نیز کرده است !
آقای مهندس موسوی روز یکشنبه به خبرنگار فرارو اطلاع داد که روز گذشته اساسا هیچ جا حضور نیافته و هیچ اظهار نظری نیز نکرده است.
دوستان اگر دلیلی برای رد این ادعا دارند بیان کنید فقط خواهشا منفی احساسی ندهید ظاهرا باید برای چنین اتفاق عظیمی عکسها و فیلمهای فراوان پچش شود که من تا حالا ندیدم با دوستان زیادی صحبت کردم که هیچ کدامشان آقای موسوی راندیدند من که تا حالا هیچ دلیلی برای قبول چیزی جز این خبر رو ندیدم ولی به هر حال این نظر شخصی من هست اگر یک نفر از شما ایشان یه عکسشان را دیده باشد من شخصا لینک را حذف می کنم به یاد داشته باشیم که باور کردن دروغ های بزرگ خیلی آسانتر است
توضیح 1 : از دوستای عزیز سبز خواهش می کنم فحش
ندید خواهشا ؛
ما همه با همیم مثل پرچم
ایران : سبز و سفید و قرمز (رضایی) چوب پرچم هممال اونجای احمدی نژاد
امروز که می خواستیم برویم
بیرون, بعد از پوشیدن شلوار دیدیم ای وای... تنبانمان دارد از پایمان می افتد. گفتیم
شاید دکمه اش افتاده.دیدیمنخیر!یک شلوار دیگر پوشیدیم. دیدیم بعله! مایی
که در این یکی دوسال خودمانرا کشتیم تا چند کیلوی ناقابل را از دست بدهیم,
برای مثال رژیم دکترکرمانی گرفتیم , کلی نخورایی کشیدیم, هرچند
اولش 5 کیلو لاغر کردیم امابعدش با اجازه ی شما 7 کیلو اضافه کردیم. کلاس
ورزش تضمینی رفتیم روزیدوساعت سخت با دستگاه کار کردیم, کلی عرق
ریختیم 6 کیلو کم کردیم اما بعداز منع کردن دکتر به ورزش سخت به خاطر کمردرد و
دست درد و پادرد یکهو بعداز چند روز وزنمان زرتی آمد سر جای اول.زحمت
کشیدیم, روزی هشت کیلومترپیاده روی کردیم, اما هیچ فرقی نکردیم که
نکردیم, حالا بدون اینکه اصلامتوجه بشویم یا گرسنگی بکشیم کلی سایز و وزن کم
کردیم. گفتیم درست است کهاین روزها هیچکس به فکر هیکل میزان و رژیم
لاغری نیست ولی خوب این مسئلهبا سلامت جامعه سرو کار دارد وما هم عاشق و
چاکر و خواهان سلامتی مردمجامعه . وظیفه مان است تجربیاتمان را بدون
هیچگونه چشمداشتی(!) در اختیارعزیزانمان بگذاریم
: .1 از یک هفته قبل از انتخابات هر شب به جای
دیدن سریال های مبتذلتلویزیونی و خوردن حرص با طعم چیپس و پفک, می
رفتیم میدان محل و فریاد میزدیم: دکتر برو دکتر, احمدی بای بای و اتل متل
توتوله دیکتاتور کوتوله. کلی با احمدی نژادی ها سربه سر می گذاشتیم
و" ای ول ای وله, ای ول" میگفتیم و می خندیدیم. گاهی هم با شعارها کف می
زدیم. خودتان می دانید کهخندیدن, داد زدن و کف زدن باعث از بین رفتن
چربی های دور قلب, گردن و کمرمی شود
. 2- بقیه اوقات چه در محل کار چه در محله و چه
در خانه همه ش بحث سر شرکتکردن یا نکردن در انتخابات بود و انرژی فراوانی
مصرف می نمودیم. و میدانید با دهن پر اصلا نمی شود بحث کرد
. 3- هر روز پیاده به دنبال خرازی فروشی و
پارچه فروشی هایی که روبان وپارچه رنگ سفید داشتند می گشتیم و همه را می
خریدیم و می بردیم خانه.
4. شب
ها مشغول تلفن بازی و قرار با دوستان و بریدن روبان اندازه مچ دست وشال
و سربند می شدیم واصلا وقت نمی شد احوالی از یخچال بپرسیم
. 5- از صبح روبان ها و شال ها ی آماده را می
بردیم در ستاد کروبی و شب درخیابان بین مردم پخش می کردیم
. 6- روز انتخابات از صبح تا دوازده شب به این
حوزه و به آن حوزه سر می زدیمو از اینکه همه با انگشت هایشان برایمان وی هوا
می کردند, ذوق می کردیم. از اینکه احمدی نژاد حتما می رود خوشحال بودیم
و تنها ناراحتی مان این بودکه تا دو ماه دیگر که قرار است رئیس جمهور عوض
شود چه طوری تحملش کنیم!(مارو باش(
7-ساعت یک نصفه شب که رسیدیم خانه و شنیدیم اولین
صندوق هایی که بازکردند اسم احمدی نژاد از تویش درآمده اشتهایمان
پاک کور شد و تا شش و هفتصبح مرتب دق خوردیم
رای
های کروبی تکون نمی خورد یکی نیس بگه بابا اگه فقطاعضای ستادش بهش رای می دادند رای هاش می شد
400 هزار تا
! 8- دقیقه به دقیقه از چگونگی اعلام آراء حالت
تهوع بهمان دست می داد ومعده مان تیر می کشید. پنداری از تجاوز به رإی
هایمان همه حامله شده بودیمو ویار کرده بودیم
. 9- صبح نه تنها ما که همه ملت و حتی شهرها
آبستن(!) شده بودند. همه صبحانهنخورده گیج و ویج و بهت زده همدیگر را نگاه می
کردیم. همه مان می دانستیمشهر واقعا آبستن حوادث شده و انتظار زایمان
زودرس داشتیم
. 10- نگاه کردن به تلویزیون جمهوری اسلامی بعد
از انتخاب زوری احمدی نژاد وسخنرانی های تهوع آور برایمان عذاب الیم بود و
نصف گوشتمان را آب کرد
. 11- شب که از بهت خارج شدیم, همه به خیابان ها
ریختیم و تظاهرات نمودیم وداد زدیم: تقلب, 1 درصد, دو درصد نه 53 درصد.
رأی مارو دزدیدن, دارن باهاشپز می دن . نه سازش نه تسلیم نبرد با دروغگو.
پلیس و لباس شخصی ها کلیدنبالمان کردند, گشنه تشنه کلی دویدیم, و
دوباره به آنها یورش بردیم. و باحمله دوباره آنان باز از دستشان فرار نمودیم.
کلی باتوم نوش جان کردیم
. 12- خدا خیرشان بدهد, موسوی و کروبی و رضایی
سازش نکردند و برایمانراهپیمایی گذاشتند. شما فکرش را بکن از انقلاب
تا آزادی, از هفت تیر تامیدان ولی عصر, از ونک تا صدا و سیما و...
پیاده گز کنی, نه آبی نه غذایی . آن هم در این هوای گرم
. 13- شب ها را بگویید! شب ها را عشق است. هرشب
شام نخورده می رویم روی پشتبام. ماشالله همه همسایه ها هستند. حتی آن هایی
که قبلا سایه هم را با تیرمی زدند, زری خانم که به خاطر مبل های استیل
کهنه شمسی خانم برایش پشت چشمنازک می کرد. و کمال آقا که به خاطر پارک در
پارکینگش روی زانتیای قسطیمنوچهر خان با کلید خط کشیده بود. حالا همه با
هم آشتی کرده اند و به همتعارف می کنند که چه کسی اولین الله اکبر را
بگوید. بیشتر از نیم ساعت باصدای بلند الله اکبر می گوییم. صدای منوچهر خان
که تازه از سفر حج آمده ازهمه بلندتر است و آقا کمال که در عمرش نمی
دانسته سیاست را با چه "س"ای مینویسند,به او ای ول می
گوید. . دانشجوها
و دانش آموزان ساختمان به بزرگترها غر می زنند که چرا اینقدرزود خسته می شوید و
صدایتان می گیرد. شمسی خانم می گوید برای فردا شب شیرو نشاسته می جوشاند می
آورد و قربان صدقه پسر صدا کلفتش می رود. بعد از الله اکبر, حدود دوساعت دیگر همگی روی
پشت بام می مانیم و خبرهایدست اول را به هم می دهیم و نسخه ی احمدی نژاد
و... و یارانش را به نحواحسن می پیچیم! بچه های کوچک با هم خاله بازی و
احمدی نژاد بازی می کنند وسر تعداد کشته هایی که از پدر و مادرشان شنیده
اند بحث می کنند. با
اهالی ساختمان های دیگر از دور بای بای می کنیم و قرار شب های بعد رامی
گذاریم
. 14- بعد از قطعی اس ام اس ها, و پارازیت
انداختن روی کانال های ماهواره ایبی بی سی فارسی و وی او ای صدای آمریکا, و
فیلتر شدن هرچه سایت به درد بخور برای این روزهاست. آخرین
خبرها را تا کسی نخوابیده باتلفن به هم می دهیم(امیدوارم این یکی را
ازدستمان نگیرند) و از مکانراهپیمایی روز بعد با خبر می شویم
. 15- شب
روزنامه به دست خوابمان می برد. با این وضع , گوشت به بدن می مونه؟ نه واللهچربی
به باسن می مونه؟ نه بالله! همه با هم: گوشت به بدن می مونه؟ نه والله! چربی
به بدن می مونه؟چی؟نه بالله.
|+| نوشته شده توسط
مهدی در چهارشنبه 27 خرداد1388
|
از دیشب بعد از مناظره
احمدی نژاد و میره حسین در تلویزیون ، برای دیدن سخنرانی امروز خامنه ای در حرم
امام لحظه شماری می کردم .
امروز که این
سخنرانی رو از شبکه اول می دیدم در کمال تعجب متوجه عکس های احمدی نژاد دردست مردم
شدم...
خیلی جالب بود در
تجمعی که به مناسبت رحلت روح الله با سخنرانی رهبر انقلاب صورت می گرفت عکس های احمدی
نژاد به میزان چشمگیری از عکس های خامنه ای و خمینی هم بیشتر بود !!!
نکته دیگری که توجه
من را به خود جلب کرد شعارهایی که مردم می دادند شعارهایی در حمایت احمدی نژاد...
راستش من اول باورم
نمی شد و چند بار گوشم را تیز کردم تا مطمئن شدم ...
باورم نمی شد که
اصولگرایی به جایی رسیده باشد که برای رسیدن به هدفش حرمت حرم امام رو هم نگه
ندارد و به جای سوگواری در غم رحلت امام ، آنجا را تبدیل به تریبون تبلیغاتی به
نفع یک نامزد خاص تبدیل کرده باشد .
این شعاردادن ها به
حدی بود که خامنه ای با عصبانیت گفت : دست از شعارهای بیجا بر دارید !!!
بعد از این سخنان
بود که حضار روش شعاردادنشان را عوض کردند و بدون توجه به جهتگیری سخنان رهبر
انقلاب فقط یک شعار را تکرار می کردند ( مرگ بر ضد ولایت فقیه)
خامنه ای از فلسطین
می گفت ، شعار می دادند ( مرگ بر ضد ولایت فقیه ) از آمریکا حرف می زد احمدی نژادی ها می گفتند ( مرگ
بر ضد ولایت فقیه ) فکر کنم آخرش هم نفهمیدند خامنه ای چی می گفت ، فقط منتظر یک
فرصت بودند که بگویند مرگ بر ضد ولایت فقیه !!!
حالا دیگه میر حسین
رو هم ضد ولایت فقیه کردند
بعد از حرفهای دیشب
احمدی نژاد و به لجن کشیدن بیست سال از انقلاب ، رفتارهای امروز طرفدارانش نشان
داد که او و حامیانش چقدر برای امام و
انقلاب ارزش قائل هستند .....
تیم ملی ایران در حضور صد هزار تماشاگر و رئیس جمهور اسلامی ایران در مقابل یکی از ضعیفترین عربستان های چند سال اخیر برای اولین بار در تاریخ در آزادی باخت ..
تیم ملی ایران که در این
دیدار با سیستم 2-4-4 بیضه ای بازی می کرد، در فاز دفاعی من رو یاد پنیرهای
کارتون تام و جری میانداخت، در فاز تهاجمی هم احساس می کنم بچه ها ضعف شدیدی در
دیدن سوراخ عرب ها داشتند؛
از همین
رو پیشنهاد می کنم مربیان قبل از هر بازی تمرین هایی از فبیل نخ تو سوزن کردن ،
انگشت تو پریز کردن و یا کردن بقیه اعضای بدن در بقیه سوراخ ها را برای بچه ها
تجویز کنند ....
البته
در مورد عوامل شکست بحث های زیادی شده همین الان داشتم نظرسنجی شبکه خبر رو می
دیدم که تو گزینه هاش حتی حمایت صد هزار نفری تماشگران !!! به عنوان عامل شکست عنوان
شده بود ؛اما حرفی از ناکارآمدی فدراسیون
و بالاتر از اون هم نبود!!!!
خب بنده
خدا ها هم حق دارند دولتی که تا وارد شد کاری کرد که فدراسیون فوتبال تعلیق بشه که
اصلا جای بحث نمی گذاره !!!
تازه همه هم می دونند که دولت اصلا دخالتی تو فدراسیون
فوتبال نمی کنه ؛ اصلا !!!!
بعضی از
این خرافاتی ها هم که گیر دادن که پا قدم احمدی نژاد نحسه این هم از اون حرفهاست
....
اگه این
حرفها صحیح باشه که احمدی نژاد چهار ساله تو ایران رئیس جمهوره ...
خودتون
هم میبینید اوضاع مملکت داره روز به روز بهتر می شه جون خودش قدمش خیلی هم خیره!!!
برای
اینکه بی دلیل حرف نزده باشم ....
تقویم
تاریخ را ورق می زنیم تا ببینین یک ماه پیش در چنین روزی چه اتفاق مهمی روی داد :
یک ماه
پیش در چنین روزی فینال جام جهانی کشتی در حال برگزاری بود تا قبل از آن تیم ایران
با اقتدار کامل تمام رقیبان خود را شکست داده بود. در مسابقه فینال هم ایران فقط یک
برد می خواست ....
آخرین
کشتی گیرایرانی
داشت مسابقه می داد و سه امتیاز هم جلو بود،دو دقیقه مانده بود که
ایران قهرمان جهان بشود ...
در زیر زمین
علی
آبادی : آقای دکتر اوضاع رو به راه سه امتیاز جلوییم چیزی نمونده تا قهرمانی . عجب
ژست تبلیغاتی بگیریم ما....
احمدی
نژاد :رفتم اونجا چی بگم ؟ خوبه بگمبه به
عجب سرویس هایی می زنند بچه های ما ....
- نه
آقای دکتر اون که مال کشتی فرنگیه ؛ البته ما که هم با آزاد مخالفیم هم با فرنگی
اما تو انتخابات به دردمون می خوره ...
همه
دارند با شور و اشتیاق تیم ایران را تشویق می کنند فقط بیست ثانیه به پایان مونده
بود که ناگهان در سالن باز می شود حال همه گرفته می شود « این از کجا پیداش شد
دیگه »
دوربین
روی صورت احمدی نژاد می رود و باز می گردد...
وای ... فردین معصومی روی پل رفت ....
همه چیز
عوض می شود، گوشه چشم ائمه ، بیمه ابولفضل، دعایمادر فردین، تشویق تماشاگران همه
در یک لحظه محو می شود..
ایران در
چند ثانیه قهرمانی جهان را از دست می دهد ...
حال
دوباره تقویم تاریخ را بیشتر ورق می زنیم تا ببینیم چهار سال پیش در چنین روز ی چه
اتفاق مهمی روی داد ...
پنج روز
پیشانتخابات دوره نهم ریاست جمهوری
برگزار شده و محمود احمدی نژاد با اکثریت مزخرف آرا به عنوان رئیس جمهور انتخاب
شده و به همراه اطرافیانش در حال شادیست که ناگهان یکی با حالت گریان وارد می شود....
- محمود
خاک بر سر شدی بابات مرد ....
اگه
هنوز باور نکردی این یکی رو ببین ...
تقویم تاریخ را باز بار ورق می
زنیم تا ببینیم اول عید چه اتفاق مهمی روی داد...
خدیجه
ثقفی همسر امام راحل در بیمارستان بستریست مقام معظم رهبری ، رفسن جانی ، کروبی و میرحسین
به عیادتشان می روند. پزشکان از بهبودی ایشان خبر می دهند .
احمدی
نژاد به دیدنشان می رود چند ساعت بعد ...
انا لله
و انا الیه راجعون.....
میگن
احمدی نژاد که رفت داخل می خواست ادای یوزارسیو رو در بیاره کتش رو در میاره
میندازه رو کله بانو تا جوون بشه...
خفه می
شه...
همین
جور که تاریخ رو ورق می زنیم می رسیم به روز بازی ایران و عربستان
امروز
صبح جلسه هیئت دولت تشکیل شد و در آن علی آبادی پیشنهاد داد : در پی فرمایشات مقام
معظم رهبری در سال «اصلاح الگوي مصرف» بد نيست به جاي خرج هاي ميلياردي و انجام
سفر استاني براي تبليغات انتخاباتي مردم را با پا و هزينه خودشان بياوريم كه ما را
ببيند و از اين طريق صرفه چويي بكنيم .
همه
احسنت گفتند و به دنبال راه چاره گشتند .
...
بازی داشت خوب پیش می رفت ...
صد
هزار علاف به صورت بی سابقه ای ایران رو تشویق می کردند.
یه
دفعه اسکوربرد چیزی رو نشون داد....
صدای
مردم بلند شد که الان چه وقت پیام بازرگانیه....
بعد
که بیشتر دقت کردند دیدند میمونک چی توز نیست ، رئیس جمهور کشورشونه ...
خلاصه
تا احمدی نژاد اومد عربستان یک گل زد که ظاهرا سالم بود اما داور خطای قدم نحس
احمدی نژاد رو گرفت ...
از وقتی اومد هر یک و نیم
دقیقه درمیون به مدت یک دقیقه و چهل ثانیه رو صورتش زوم می شد !!!
البته
اینجا باید بگویم برخلاف همه ادعاهای واهی مبنی بر اینکه این نشون دادن ها جنبه
تبلیغی داشت ؛ باید بگویم کاملا در اشتباه هستید زیرا فیلمبردار محترم چاره دیگری
نداشت چون ......
مشکل
اصلی دماغ احمدی نژاد بود چون که هر طرف دوربین می چرخید تو کادر بود !!!
خلاصه
ایران گل زد و از اینا ..... تا اینکه ایران گل خورد .
اون
هم از کی اون لاغر مردنیه که تو دست و پا چلفتی دست برهانی دوران فتح الله زاده رو
هم از پشت بسته بود !!!
البته
اگه من هم بودم توپ رو می گرفتم نمی دونم چی شد که گل شد
کارشناسان
اعلام کردند : تنها علت گل این بود که هاله نور احمدی نژاد افتاده بود تو چشم
رحمتی !!! بنده خدا توپو ندید ...
بعد
از این گل ، گل محمدی ما هم غیبش زد ...
تا
کسی چیزی نگفته بگم که باز اشتباه می کنید چی رو ؟ خودتون خوب می فهمید !!!
بعد
از گل فیلمبردار بازی از خوشحالی یا هر علت دیگری از جاش پرید....
بعد چی شد ؟
با
دوربینش به صورت کامل رفت تو دماغ احمدی نژاد !!!!
طبیعیه
که از اونجا نمی تونه کلوز آپ احمدی نژاد رو بگیره که ...
این
جوابی بود برای معاندان نظام ، مخالفان دولت نهم و منکران ظهور که می گفتند چرا
بعد از گل که مردم احتیاج به خنده داشتند دماغ احمذی نژاد رو نشون ندادند.
اینجا
بود که از نظر ریاضی هم اثبات شد که
یک
احمدی نژاد >صد هزار تماشاگر +لابی با بالا +تسبیح علی دایی +پارچه علی ولی الله تو ورزشگاه که شونصد بار نشونش داد ....
اما این شکست واکنش هایی را هم در پی داشت...
مقام
معظم رهبری :جناب آقای جاج علی آقای دایی صحنه را دیدم. از
خواب پریدم. گل دوم سعودیها را دیدم. من که آفسایدی ندیدم. ای به گور پدر همچی
فوتبالی خندیدم.
مجمع
تشخیص مصلحت نظام :با در نظر گرفتن مصلحت نظام ؛
الیوم حضور احمدی نژاد در شعاع دو کیلو متری
تمام ورزشگاه های ایران ممنوع است .
علی
دایی :خیلی ببخشید ما تیم بلتل (برتر) میدان بودیم.
گلای
اونا صددل صد آفساید بود
داول
5تا پنالتی مالو نگرفت
ما
میلیم دام دهانی ...
سپ
پلاتر رئیس فیفا :به رغم درخواست وبعد از آن التماس مسئولان کره تین
شمالی و جنوبی و امارات که حتی بلیط احمدی نژاد رو هم رزرو کرده بودند ، به منظور
رعایت عدالت بین دو تیم حضور مقامات سیاسی کشور ها در استادیوم ها ممنوع اعلام می شود
.
و
اما احمدی نژاد :به من گفتند صد هزار نفر تو ورزشگاه آزادی جمع
شده اند و می گن تا تو نیای و نبینیمت نمی ریم گفتم این که چیزی نیست تو گینه بیسائو
صد میلیون نفر برای دیدنم جمع شده بودند !!!
ولی
گفتم اشکال نداره رفتم اونجا دیدم صد هزار نفر چه قدر زیاده من که تا حالا این قدر
جمعیت ندیده بودم !!!
وارد
که شدم اول فکر کردم من رو به هیچ کدوم از اعضای بدنشون هم نگرفتند اما بعد از
بازی که خبرگزاری فارس رو خوندم فهمیدم به به ... اتفاقا من رو اتفاقا به یکی از
اعضای بدنشون گرفته بودند .
وسط بازی یکی از بازیکنان عربستان من رو دید و
به بقیه نشون داد و گفت البوزینه !!!
مثل
اینکه بقیه شون هم این قدر از دیدنم خوشحال شدند که همه زدند زیر خنده ...
من
هم براشون دست تکون دادم اونها هم همین طور ...
طفلکی
ها همشون فلج بودند چون فقط انگشت وسطیشون رو می تونستند واسم باز کنند !!!
از
سعیدلو پرسیدم البوزینه یعنی چی ؟
گفت
: به محمود تو زبان عربی می گن البوزینه !!!
از
اون موقع فهمیدم محمود اسپانیولیه همون جا که بچهه به من گفت : ماموت ماموت ...
بازی
داشت خوب پیش می رفت و بچه ها همین طور گل می زدند ومن خوشحالی می کردم ولی نمی
دونم پرا بقیه یه جوری نگاهم می کردند
تابلو
هنوز نتیجه را 2-1 نشون می داد گویا هیچکس نمی خواست پیشرفتهای دولت نهم را ببیند
..!!!
البته
عربها هم یک گل زدند اون بازیکن فشن شون اسمش چی بود ؟
همون
که لباس سفید پوشیده بود اها ....
المسعود
الشجاعی !!!......
|+| نوشته شده توسط
مهدی در چهارشنبه 12 فروردین1388
|
اگر به شما بگویند در کشور با 3000 سال تمدن ایران ترانه ای وجود دارد
که همه جا تو تاکسی ، تو تلویزیون ، تو خیابون و هر جایی که بشه آهنگ گذاشت ؛
شنیده می شود ، حتما شما فکر می کنید شعرش یه چیزیه تو مایه های حافظ رو تاقچه یا
مولونای تو صندوقچه ؛ شاید هم مثل شاهنامه هست که حتی اگه نخونیش یه دونشو تو خونه
داری چون باهاش احساس غرور ملی می کنی .
وقتی به شما بگویند این آهنگ اسمی ندارد جز اسم وزین و با معنای نیناش
ناش یحتمل با دو دست و یک پا می زنید تو کله خودتون .......
اما من به شما می گویم که اشتباه می کنید چون این آهنگ معانی چه بسا
عمیقتر ، دقیقتر ، حقیقتری نسبت به تمام آثار گذشتگان دارد ولی از آنجایی که عقل
همه به آن قد نمی دهد آن را مسخره می کنند ....
در راستای روشنگری و شفاف سازی که از همان اول از شعارهای انتخاباتی
من بود در ادامه دست به تحلیل این شعر فوق مدرن ( تا آنجایی که عقلم برسد) می زنم
.....
- آقايون،
خانوما! يكي تون به من سريع بگه كه، اين خانومه
كه با
ماجوره،يه كمکي از ما دوره،موهاش طلايي و صاف و
بوره، من
عاشقشم و قبوله؟
آقايون، خانوما! يكي تون به من
سريع بگه كه: جوان
مربوطه كه كمي تا قسمتي احساس شاعر بودن هم به وي دست داده است، به دليل آنكه هر
لحظه احتمال مي داده كه از طرف چند مأمور از نوع وظيفه شناس مورد اين پرسش قرار
بگيرد كه شما با اين خانوم چه نسبتي داريد از آقايان و خانم هايي كه هويتشان براي
ما آشكار نيست خواسته است « سريع» به سؤالش پاسخ بدهد.
اين خانومه كه با ما جوره ، يه
كمکي از ما دوره:
در ادامه وي احتمالاً تحت تأثير قرص هاي روانگردان به داشتن روابط غير اخلاقي با
خانوم مربوطه اعتراف مي كند، اما بعد از اين اعتراف و وقتي حالش كمي جا مي آيد به
نقص جمله قبلي خود پرداخته و مي گويد «يه كمي از ما دوره»، در ادامه شعر نيز
مشاهده مي كنيم او با ضد و نقيض گويي هاي بسيار سعي در گمراه كردن مخاطب دارد.
موهاش طلايي و صاف و بوره: با توجه به اينكه اين خانوم
يه كمي از شاعر مربوطه دور بوده است، اما شاعر مربوطه اطلاعات بسيار محرمانه اي از
قسمتهاي فوقاني خانوم مربوطه دارد، آگاهان هيچ اظهار نظري نكردند كه اگر همين يه
كم دوري هم در ميان نبود، شاعر مربوطه براي دادن نشاني چه مشخصاتي مي داد!
من عاشقشم و قبوله؟: انگار جوان عاشق پيشه ما
فراموش كرده است كه براي گرفتن پاسخ مثبت بايد پدر،مادر، عمو، عمه، زن عمو،
شوهرعمه، بابابزرگ، باباي بابابزرگ، مادربزرگ و ... پاسخ مثبت بدهند تا پروژه به
مرحله نهايي كه همانا رسيدن به جمله معروف :«هر چي دخترم بگه» و يا «خود دخترم
بايد تصميم بگيره» برسد، و اصولاً نظر افراد ديگر پشيزي نمي ارزد.
- هموني كه
خيلي نايسه، عمراً سر كوچه وايسته، حالا
راه ميره آسه
آسه، بگو ببينم قبوله؟!
هموني كه خيلي نايسه، عمراً سر
كوچه وايسته: از
اين بيت شعر معلوم مي شود خانوم مربوطه كه شاعر قصد ازدواج با وي را دارد، از آن
دست مرفهان بي درد است كه هيچ زماني سر كوچه براي اتوبوس شركت واحد منتظر نشده و
علاف نمي گردد، طبق تحقيقات به عمل آمده، وي براي مسافرتهاي درون شهري هميشه تاكسي
تلفني مي گيرد.
البته با توجه به مقدار درجه آي
كيويي كه از شاعر مربوطه دستگيرمان شده است و با توجه به معيارهاي غلط انتخاب همسر
در جوانان امروزي، يحتمل منظور از نايس بودن دختر مربوطه همان جراحي بيني و انجام
عملياتهاي مختلف جراحي زيبايي بوده است (كه اين نيز گواهي است به مرفه بي درد بودن
عروس خانم آينده!) و نه زيبايي هاي درون!
حالا راه ميره آسه آسه : راه رفتن آسه آسه ايشان نيز
تأييد كننده جمله فوق بوده، كسي كه از اتوبوس شركت واحد استفاده نكند، هيچ وقت سر
كوچه ها زمانش به هدر نمي رود و براي رفتن به سر كار، قرار و...، ديرش نمي شود و
مجبور نيست به مانند ما زير خط فقرنشينان هي بدود.
بگو ببينم قبوله؟!: شاعر از دوباره اشتباه قبلي خود
را تكرار مي كند و از افرادي كه حق رأي و حتي حق اظهار نظر در مورد ايجاد و يا قطع
روابط مربوطه ندارند، پرسشي مي كند كه طرحش در فضاي زماني و مكاني فوق هيچ تأثير
مثبت و منفي اي نداشته است!
- واي خاك عالم
ديدي، چشاشو ديدي و پسنديدي، ديدي
به تو گفتم كه
چقدر رنگ چشاش توپه! خوشگل و با تريپه،
سوژه واسه
کلیپه ، عطر تنش کشته منو ، ادكلنش جوبه.
ابيات فوق از زبان خواهر عروس
جاري شده است، او، دختر مذكور را براي برادرش انتخاب كرده است، و الكي سعي در
تعريف و تمجيد از خصوصيات ظاهري و غيرظاهري دختر مربوطه دارد تا به طريقي سر
برادرش را گول ماليده و دختر مربوطه را به او قالب كند؛ زيرا بر اساس برخي از
شنيده هاي تأييد و ايضاً تكذيب نشده، پدر و مادرش به او گفته اند تا داداشش داماد
نشود، او را عروس نمي كنند!
البته از همين اوايل دخالتهاي
بي مورد خواهر داماد و تجسسهايش و نقض حريم خصوصي عروس به شدت نمايان است، به
طريقي كه خواهر داماد حتي مارك ادكلن عروس را هم مي داند. آگاهان پيش بيني كردند،
روابط خواهر داماد و عروس روز به روز پر تنش تر و ديوار بي اعتمادي بين آنها روز
به روز بلندتر خواهد شد.
سوژه واسه کلیپه : اشاره به نیت شوم بعضی آدم نما
ها برای جاسوسی از تماس های خصوصی افراد مثل کلیپ حاج آقا گلستا*نی دارد . . . .
- اي واي كه
چشاش مانكن و كشتش، قربونش برم كه
فقط با خودم
ميگذره خوش بش! ناخونهاي مصنوعي اش
هم اصله، بدجور
به دل ما وصله! قيافه خوب زيباش ناش،
حالا بدو بكن
نيناش ناش!
اي واي كه چشاش مانكن و كشتش: طبق برخي تحقيقات، مانكن نام
خواستگار قبلي خانوم مربوطه بوده است كه وي با استفاده از سلاحهاي كشتار فردي
توانسته خواستگار خويش را از پاي در بياورد.
قربونش برم كه فقط با خودم مي گذره خوش
بش: از اين بيت در
مي يابيم آقاي داماد دست فرمون توپي دارد و هنگامي كه با دختر مربوطه بوده است،
اقدام به كشيدن لايي و انجام حركات مارپيچ با ماشين مي كرده است، همه اينها را از
اينجا فهميديم كه اين دو نفر وقتي با هم بوده اند، بهشان خوش گذشته است، به نظر
شما با توجه به قيمت بليت سينما، بالا بودن خرج كافي شاپ و پيتزا و 5، غير از
ماشين سواري، دو جوان دم بخت چه تفريح ديگري مي توانسته اند انجام دهند كه بهشان
خوش هم گذشته باشد؟!
ناخونهاي مصنوعي اش هم اصله، بدجور به
دل ما وصله: آثار
سوء مصرف قرصهاي روانگردان بار ديگر اينجا نمود پيدا مي كند، به طوري كه او با علم
به اينكه ناخنهاي نامزدش مصنوعي است، آنها را اصل مي پندارد. در ادامه هم براي
نامزد مربوطه پرتقال پوست گرفته و از همين حرفهايي كه از شش ماهه اول نامزدها خيلي
به هم مي گويند، مي گويد.
قيافه خوب زيباش ناش، حالا بدو بكن نيناش
ناش!: بالاخره
تمام مشكلات مربوطه حل شده است و پدرعروس اجازه برگزاري مراسم عروسي را داده است و
عروس خانوم در لباس عروس است، با توجه به شادماني داماد، احتمال مي دهيم وام مسكن
و ازدواج هم گرفته باشد كه اين گونه به جشن و پايكوبي پرداخته است، ان شاا... خدا براي
شما هم قسمت بكند!
چي شده؟ كسي
نگا مگا كرده تو رو؟! برم بكنم ادبش؟
- دكتره!
برم دم مطبش؟!
- قلدره!
بزنم تو دهنش؟!
آقاي داماد پس از آن همه خرج در
مراسم عروسي و هزينه هايي كه به خاطر يك شب نياش ناش پرداخت كرده بود، دچار كمي
عصبانيت شده است و به طريقي مي خواهد عصبانيتش را سر يك نفر خالي كند!
ارژنگ که احتمالا نامزد
دوست پسر یا .... عروس می باشد شخصیتی ست که مردها اصولا برای ابراز مردانیت
خودشون استفاده می کنند و با سین جین کردن های پی در پی فکر تمام مردهایی که در
طول زندگی شان دیده اند را از سر عروس بیرون می کنند حتی برادر و پدر شونو
در پايان ابيات نيز شاعر به
مواردي اشاره كرده است كه مربوط به روزهاي پاياني هفته بوده و كلاً نه به من ربطي
دارد و نه به شما!
لیدیز
اند جنتلمن!يكي تون به من سريع بگه كه،اين خانومه
كه
با ماجوره،يه كمکي از ما دوره،دامن کوتاش ایجوره،من
عاشقشم
و قبوله؟
هموني كه خيلي
نايسه، عمراً سر كوچه وايسته، حالا راه
ميره آسه آسه،
بگو ببينم قبوله؟!
در ادامه شاعر با تکرار سخنان
گذشته اش سعی در گمراه کردن مخاطب را دارد اما غافل از اینکه در همین بیهوده سعی
ها با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان ( عج ) گوشه دیگری از روابط غیر اخلاقی
شاعر فاسد رو می شود و با اشاره به اندازه دامن خانوم که گفته می شود خیلی کوتاه
است ( من که رومو اون ور کردم ) دیگر شبهه ای در داشتن آن روابط بد بد را باقی نمی
گذارد ....
- بنزین
ماشینو ، دو تا خونه درن دشتو ، پول چكهاي
بي برگشتو ،
بدم بزني تو رگ و يه آب روش،به من ميكني
يه بار گوش؟!
داماد مربوطه پس از آنكه
خرش اقدام به گذشتن از روي پل نموده و « بعله» معروف را از عروس خانوم گرفته است،
كم كم ذات پليد خود را نمايان مي سازد، به طوري كه مشخص مي گردد وي يكي از زمين
خواران بزرگ بوده است و داراي پرونده هاي عظيم مفاسد اقتصادي است، حتي وي قصد
داشته دو تا خونه بزرگ و يه عالم پول و از همه مهمتر یک بشکه 20 لیتری بنزین ماشین
را براي حل كردن مشكلات حقوقي اش رشوه بدهد، اما عمراً كه بتواند، اينجا كه كسي
رشوه و زيرميزي و حتي خشكه نمي گيرد!
- يه بار بوش،
زنگ زد و گفت اين خانومه كه خيلي دلبره،از
جنيفرلوپز ما
بهتره، نياش ناش هم بلده؟!
همان طور كه گفته شد، داماد
مربوطه كه قبل از عروسي، خودش را به عنوان فردي شايسته در نزد خانواده عروس جا زده
بود، پس از انجام امر خير معلوم شد علاوه بر زمين خواري با افراد مشكوكي نيز در
ارتباط است، البته نه از اون مشكوكاي بد بد، بلكه از اين مشكوكاي خيلي بد بد!
اين آقاي به اصطلاح داماد حتي
با بوش نيز ارتباطات تلفني داشته و با وي در مورد مسائل فوق محرمانه صحبت كرده
است. اميد است از اين پس با هوشياري همگان و انجام فرهنگ سازي هاي مربوطه مانع از
رسيدن اطلاعات محرمانه به دست اين گونه افراد شويم!
-بيا پيش ما
بشين پادشاه اين منطقه خواستت،تو يه ملكه
فوق العاده اي
مي گيرم دنيا رو واست!
بيا پيش ما بشين پادشاه اين
منطقه خواستت: وي
در اينجا پرونده سياهش را سياه تر و قطورتر نموده، به طوري كه معلوم مي شود وي يكي
از اراذل و اوباش هاي معروف منطقه است كه بر اثر همان سوء مصرف قرصهاي روانگردان
گمان مي كند يك منطقه را تحت كنترل دارد.
تو يه ملكه فوق العاده اي
مي گيرم دنيا رو واست:
از كسي كه دمخور بوش بشود، از اين بيشتر هم نبايد انتظار داشته باشيم، تفكرات بوش
روي او تأثير گذاشته و او نيز به مانند بوش سعي در تصاحب دنيا دارد، اما زهي خيال
باطل!
نتيجه گيري
پاياني: خانواده هاي محترم بايد قبل از مراسم «نيناش
ناش» (عروسي
سابق) تحقيقات تكميلي از آقاي داماد به
عمل آوردند تا
به مانند اين مورد دخترشان گير يك زمين خوار،
مفسد اقتصادي،
جاسوس (از نوع مخملي)، اراذل و اوباش نيفتد.
در ضمن به
شاعران محترم توصيه مي شود، قبل از گفتن شعر
قرصهاي خود را
ميل كنند تا شعرهايشان تبديل به ( ....) شعر نشود.
لابد می پرسید چرا ؟ ( بهتره
که بپرسید چون من پررو تر این حرفها هستم پس خودتون رو ضایع نکنید .... )
اول هفتهبا بچه ها قرار گذاشته بودیم که روز چهارشنبه
که بین السه روز تعطیلتین هست رو جیم بزنیم و همون کارهای که از زمان مهدکودک
انجام
می دادیم.........
چهارشنبه شد . استادمون اومد
سر کلاس دید کسی نیست ؛ نیم ساعتی برای خودش حدیث نفس گفت و وقتی دید ضایع شده ؛ به
منظور خنک کردن دل خودش هم که شده اسامی ما را نوشت تا نمره انضباطمان را کم کند
بعد که یادش اومد دانشگاه نمره انضباط نداره !!! تصمیم گرفت یک نمره از نمره پایانی ما را کم کند
.
حالا متوجه شدید چرا عصبانیم
؟
آن قدر عصبانیم که تنها نوشتن
آرومم می کنه ...
همین ترم پیش ، روز جهانی قدس کلاس
داشتیم و تاکید کردند که حتما باید بیایید .......
ما هم که نمی توانستیم راه
پیمایی عظیم و پر شکوه روز قدس را که
امام ( گه ) هم تاکید زیادی بر شرکت کردن در
آن داشتند و حتی حدیث صادر کردند و آن را به جنگ بدر ربط دادند را بی خیال شویم !!!
تمام اینها را به رئیس
دانشگاه گفتیم نمی دانم چرا ایشان جواب ما را این گونه دادند : ارواح عمه جانتان
البته نه به این صراحت اما کی
بود که نفهمه منظورش همین بود !!!
خلاصه گفتند مثل بچه دبستانی
ها سر راهپیمایی حاضر غایب می کنیم و (....) به حالمان .....
روز قدس شد و شد آنچه شد .
ما در راه پیمایی قبل از هر
مشت گره کرده ای که پرتاب رژیم منفور و
جمعه ضایع کن قدس پرتاب می کردیم اول
کسینوس زاویه مشتمان را حساب می کردیم تا ببینیم آیا ضریب خطای قابل قبولی دارد یا
نه ؟
یادمه یک بار که حواسم رفت
طرف قسمت بانوان، مشتی را پرتاب کردم که آن قدر ضریب خطای بالایی داشت که حتی با
فوتوشافت هم قابل درست کردن نبود و مشتم رفت طرف کشور دوست و برادر و احتمالا
همسایه ونزوئلا ( جغرافیام خیلی خوب نیست اما حتما همسایه هست که محمود همیشه سر
راه خونه شون یک سری همبه اونجا می زنه )
عصر
همان روز برادر هوگو زنگ زد به محمود گفت : این رسمشه ؟
هوگو =
ضربه گیر لباس تکواندو
محمود
: خیلی پر رو شدی ها !!! (واقعا چند تا علامت !!!!!!!!)
ما
مردم خودمون توی حلبی آباد زندگی می کنند ؛ داریم اونجا خانه سازی می کنیم !!!
کشاورزهامون
هنوز دارند از تکنولوژی پست مدرن گاو آهن استفاده
می کنند ؛ داریم برای شما
کارخونه تراکتور سازی راه می اندازیم !!!
نصف
پول نفت رو هم که فرستادیم اونجا.....
حالا
یکی هم مشتش رو انداخت اون طرفا که چی ؟
هوگو
: نه ببین محمود ... ما این کار ها رو فقط به خاطر شما کردیم مگه خودت نمی گی ملت
ایران با سختی ها و تحریم ها شکوفا می شود ؟ خوب این هم یه نوعشه دیگه ...
تازه
این کار ها جنبه اخروی هم داره شما پول نفتتون رو می فرستید اینجا
تا مگر ثروت زیاد شما را از یاد خدا غافل کند
محمود
: إ ... راست می گی ها ....
پس
از این جواب حرفهایی بین این دو رد و بدل شد که فقط تا قبل از شب زفاف بین دو عاشق
و معشوق می توان شنید و نقل آنها توسط یک
جوان مجرد بد آموزی دارد
ببین
چی شد می خواستم در مورد تعطیلی ها صحبت کنم کار به کجا ها کشید خب بیخیال اون رو
می زارم برای پست بعدی
اما
پست بعدی را حتما بخوانید پست جالبی خواهد بود که برای اولین باردر دنیای وب به یک
نتیجه گیری فوق العاده جالب خواهیم رسید .......
در پی پرتاب امید ایران به فضا
توسط دولت مهرورز ، مقام معظم ، معزز، مکرم ، معمم ، منوَر ، مذکر و ....
رهبریپیام مهمی داد که چون شبیه بقیه
پیام های مهم ایشان هست به جای آن از ایضا استفاده می کنیم .
در تحلیل فرمایشات آن بزرگوار
باید به این نکته اشاره کرد که ایشان پرتاب این موشک را فقط به دولت مهرورز تبریک
گفتند ؛ گویا ایشان نیز مانند رئیس جمهور مردمی (ر.ک پست سابق ) موشک را با بچه
ایشان اشتباه گرفته اند و طرحی را که از زمان دولت سازندگی شروع شده بود را تو
پاچه دولت نهم کردند .
ایشان با اشاره به اهمیت فضا در
صدر اسلام با اشاره به حدیث معروف « اگر علم پیش سکینه هم باشد یک ایرانی آن را
فتح می کتد » در جواب آگاهان که با کشیدن طناب ایشان سعی می کردند به وی بفهمانند
سکینه نبوده فرمودند : حلا سکینه یا ثریا به هر حال آخرش باید بروند خونه شوهر
اونجای بچه شون رو بشورند .
ایشان با اشاره واقعه شق القمر پیامبر
اسلام (ص) را اولین فضانورد تاریخ معرفی کردند و کسانی را که اسم یوری گوگولین را
حتی زیر لب زمزمه می کنند ، مرتد و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب نامیدند .
همچنین جناب حضرت دکتر محمود
احمدی نژاد (دسط) در مراسم پرتاب موشک دوباره فرمودند : با نام حضرت صاحب الزمان و
رهبر معظم انقلاب فایر (fire)
دسط : دامت سایةبر سر
طنزنویسان . (آمین)
من هم باید دوباره بگویم اگراین موشک تقدیم به حضرت صاحب الزمانه خوب چرا می فرستیدش تو هوا
مگهخودتون نمی گید اوشون از یه چاهی تو جمکران در میاد ؛ حالا اگر هم
تقدیمبه رهبری هست باز هم بفرستیدش طرف بیت معظم رهبری خیال همه ملت رو
راحت کنید !!!
موشک امید پس از پرتاب صدای
محمود احمدی نژاد را پخش کرد تا فاجعه ملی
را تبدیل به فاجعه بین المللی و حتی فاجعه بین الکراتی بکند .
رئیس جمهور محبوب ، مردمی ،
عدالت محور و دیفرانسیل پایین ایران در جمع خبرنگاران ویژگی های موشکسفیر امید چنین برشمردند : «یک موشک کاملا
ایرانی و اسلامی» و در جواب کسانی که گفتند اسلامی دیگه چه صیغه ایه به این نکته
اشاره کردند که کلاهک آن بر اساس موازین اسلامی ختنه شده است .(گفتم چرا نوکش کجه !!!)
ایشان دیگر ویژگی های موشک را
چنین برشمردند : موشکی خیلی دراز و کلفت که مطابق با آخرین تکنولوژی روز از قبیل
فتوشافت 12 و موتور ملی پایه گوزسوز بدون کمک دیگر کشورها ساخته شده است و در جواب
اشاره خبرنگاران به کمک روسیه ، چین و کرّه شمالی در طراحی و ساخت موشک گفتند :
این ها که همه از خودند .
جناب رئیس جمهور یکی از اهداف
پرتاب موشک را خشنودی امام زمان (عجل الله تعاله فرج شریف تا شر محمود را
از سر ما بردارد ) عنوان کردند البته واضح است که پس از سفر های متعدد ایشان به
سازمان ملل که به گفته خودشان همواره با حضور آقاهمراه بوده است به سلایق ایشان آشنایی خوبی پیدا کرده اند.
یکی از خبرنگاران به این نکته
اشاره داشت که از قسمت خراشیده شده موشک اسم روغن نباتی لادن به چشم می خورد که
ایشان با محکوم کردن این اقدام تمام حضار و سازندگان موشک را به استفاده از روغن
مایع بدون کلسترول سفارش کرد .
با این وجود اولین عکس ارسالی
از امید بسیار جنجال ساز شد .
به گزارش خبرنگار دستمال نیوز
این عکس که دیشب توسط ماهواره امید از ایران گرفته شده بود نوری بسیار قوی را در
تاریکی شب نشان می داد .
کشورهای غربی در عکس العملی
جهانخوارانه این نور را حاصل آزمایشات اتمی ایران دانستند که تحقیقات صورت گرفته
بر طبل رسوایی آنان نواخت زیرا این نور چیزی نبود جز هاله نور دور سر احمدی نژاد .....
به هر حال در پایان گزارش پرتاب
موشک امید را به ملت ایران تبریک می گویم به امید روزی که احمقی نژاد هم همراه
امید ما به فضا پرتاب شود .
دانشگاه پیام نور،عربی
را به عنوان زبان دوم خود اعلام کرد و چون وزیر آموزش وپرورش رئیس
این دانشگاه هم هست، احتمالا از اول سالآینده،
عربی زبان اول مدارسخواهدشد. پس
آمدن کابینهای که رئیس آن از بیخ عرب است، حیف بود الباقی رعایا چنیننشوند
که به لطف الهی چنینخواهد شد و دیگر لزومی به زحمت
برادران شورای همکاریخلیج فارس برای تغییر نام خلیج فارس
نیست چون خودماناین کار را خواهیم کرد.
احتمالابا
آموزش زبان عربی، فهم سخنان مسوولان نظام راحتتر خواهد شد
خبرگزاری میراث فرهنگی: در حالي كه ترجمهكتيبه خاركاهميت آن را در خليج فارس دو چندان كرده
است، اما هنوز اقدامات حفاظتيلازم براي نگهداري از اين اثر دوره هخامنشي از سوي
سازمان ميراث فرهنگيصورت نگرفته است.86/12/11
دقیقا سه ماه پس از اخطار خبرگزاری میراث فرهنگی همان
اتفاقی که خیلی ها انتظارش را می کشیدند رخ داد .
خبرگزاری میراث فرهنگی : كتيبه هخامنشی خارك تخريب
شد 87/3/11
شاید بپرسید مسئولان در این سه ماه چه کار می کردند ؟ چرا
ظرف این چند ماه اقدامات حفاظتی را صورت ندادند ؟ باید بگویم بر خلاف نظر ایشان
شما اقدامات حفاظتی بسیار شدیدی را به اجرا گذاشته شده بود .
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان
بوشهر در همين باب گفت: در فاصله 50 متري اين کتيبه، حراست شرکت نفت قرار گرفته
است. از سوي ديگر نيروي انتظامي در آن منطقه مرتبا گشت ميزند و حتي نيروهاي
حراستي بخشداري نيز به اين کتيبه سر ميزنند.
اولا ، من نمی دانم حراست شرکت نفت چه ربطی به کتیبه
هخامنشی دارد اصلا مگر وظیفه آن ها حفاظت از کتیبه است .
دوما ، نیروی انتظامی که مرتبا همه جا گشت می زند شما
برای حفاظت از کتیبه چه کار کردید ؟
سوما ، این سومی خیلی با حاله نيروهاي حراستي بخشداري
نيز گاهی به اين کتيبه سر ميزنند. .
احتمالا نیروهای حراست گاهی وقت ها هر وقت حوصله شان سر
می رفته یا علاقه شان به آثار باستانی گل می کرده و به کتیبه سر می زدند بعد این
آقای مسئول از آن به عنوان یکی از اقدامات حفاظتی اسم می برند .
آقای مسئول شما که در ساختمان خودتان حراست دارید از
دوستان نیروی انتظامی هم خواهش می کنم که مرتبا نزدیک ساختمان شما گشت بزند وگاهی
هم برایتان دست تکان بدهد ، من هم قول می دهم گاهی به شما سر بزنم شما لطف کنید
چند تا از نگهبانانتان را بفرستید خارگ برای حفاظت از بقیه آثار
آخرا" ، شنیده ها حاکی از آنست که چینی ها از این
شاهکار حفاظتی مطلع شده اند و به مسئولان زیربط پیشنهاد حفاظت از بازی های المپیک
را داده اند .
اما این درواژه ها (با ضم دال ) باز هم ادامه داشت .
« با وجود اين متخلف از فرصت کوچکي استفاده کرده و ظرف
چند دقیقه اقدام به تخريب کتيبه کرده است »
البته
این مقام مسئول نفرمودند این چند دقیقه ، چند دقیقه بوده ولی تا آنجایی می دانم
کتیبه ای که روی سنگ های مرجانی حک شده و البته 2400 سال دوام آورده است
محکمتر
از آن است که یک نفر از آنجا رد بشود و مثلا با کلید روی آن خط بیندازد و هیچ کدام
از این مراقب هایی که جناب مسئول فرمودند متوجه نشوند.
حال
این سوال مطرح می شود که با این متد حفاظت چگونه می توان این کتیبه را تخریب کرد ؟
در زیر آخرین روش تخریب را برای استفاده عموم ذکر می کنم
دستورالعمل
تخریب کتیبه هخامنشی
وسایل
مورد نیاز
1-
یک ابزار سنگین مثل تیشه یا کلنگ
2
–آمادگی بدنی
3-
حوصله
از
روی حصارها پریده کلنگ به دست چند صد متر دویده تا به کتیبه برسید لازم نیست به
پشت سرتان نگاه کنید چون کسی نیست ( اگر هم باشه میاد کمک شما )کلنگ
را برداشته و چند ضربه به کتیبه بزنید اتفاقی نیفتاد ؟ خب سنگ مرجانیست دیگر
حالا
چند ضربه محکم تر بزنید نگران سر وصدا هم نباشید ، چون مسئولان خوابند.
حال
بعد از انجام موفقیت آمیز عملیات در محوطه قدم زده و از هوای خوب جزیره لذت
ببرید.
شما
اکنون موفق شدید یکی از منحصر به فرد ترین کشفیات باستان شناسی چند سال اخیر ایران
را از بین ببرید به شما و مسئولان خسته نباشید می گویيم .
اما
در همین راستا چند ماه پیش اعلام شده بود :
كشتي پرسپوليس اولين ناو جنگي ايران که از زير آب بيرون
كشيده شده بود و بر بدنه آنگسارها، نشانگر قدمت زيست اين كشتي در زير آب بودند، به
همت ميراث فرهنگياستان، تمامي گسارها از روي بدنه اين كشتي زدوده و به
جاي آن، بدنه كشتيرا ضد زنگ زدهاند تا با وجود و حضور كارشناس ميراث
فرهنگي در اين اداره،عملاً ارزش تاريخي اين كشتي با اين كار غير كارشناسانه
از بين برود.
(بنا نیوز)
اما
قصه ما ، قصه محمد نصرتی در تیم ملی شد که اول فکر می کردیم برای حفاظت از
دروازه انتخاب شده ولی بعدا معلوم شد باید یکی را هم برای حفاظت از ایشان دعوت
بشود .
شاید
قسمت اول را می شد با چند تا نگهبان حل کرد ولی برای قسمت دوم باید راهکاری اندیشه شود که آثار تاریخي از دست مسئولان
میراث فرهنگی استان حفظ شود .
به
عنوان اولین راه کار از رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز استدعا دارم كه آثار
باستاني را از فهرست كالاهاي ممنوعه صادراتي خارج سازد ، زيرا حداقل مطمئن هستسيم
كه مردم خارج از ايران به اين حد از شكوفايي نرسيده اند كه به كشتي 300 سال پيش ضد
زنگ بزنند یا از متدی که بالا ذکر شد برای حفاظت از کتیبه هخامنشی استفاده
کنند .
اما
متاسفانه بسياري از آثار باستاني ما مكان هايي هستند كه نمي توان با اين
راه كار آنها را از دست اينگونه ابتكارات حفظ كرد .
از
اين رو ممكن است در آينده اي نه چندان دور مثلا هنگامي كه وارد تخت جمشيد مي شويم
ببینیم كف پاركت شده ديوارها رنگ روغن خورده اند و روي انها شعارهايي مثل انرژي
هسته اي حق مسلم ماست یا مرگ بر بي حجاب ، قلم به دست مزدور يا مرگ بر آمريكا ،
اسرائيل ، انگليس اصلاح طلبان و اصولا هر گروهي كه نبودنشان بهتر از بودنشان باشد
نوشته شده است. دور سر مجسمه فروهر هاله اي از نور ایجاد شده است .كاخ كوروش بايد
به منظور بهينه سازي در مصرف انرژي تخريب و مطابق اصل 19 با سیستم خنک کننده مدل
2008 بازسازی بشود .
چراغ
خاموش
البته
من به شخصه افتادن چنين اتفاقي را بعيد مي دانم ، زيرا هنوز از اينكه مسئولان
بودجه ای صرف خريد ضد زنگ کرده اند ، شوكه هستم چه برسد به اينكه اين همه براي تخت
جمشيد هزينه شود .
وزيرمخابرات: پهناي باند 56 كيلو بيت برايمصارف كاربران اينترنتي خانگي و دانشگاهها مناسب است؛
بعد از شنیدن این اظهارات در حلیکه سرم را زیر هود آشپز خانه مان گرفته بودم به این مطلب فکر می کردم که مگر مسئولان ما چه استفاده ای از اینترنت می کنند که به این نتیجه گیری ها می رسند پس از جستجوی بسیار فراوان اظهارات مسئولان در خصوص جاری شدن صیغه نامه در چت روم بین جناب سردار زارعی و دوشیزه گان مکرمه سابق به یادم آمد خب البته واضح است که بقیه مردم ایران هم مثل این عزیز استفاده دیگری جز چت کردن ( و حالا این بین هم ... ) ندارنداصولا آموزش شبكهاي ،پژوهش شبكه ای چند رسانهاي كردن شبكه تجارت الکترونیک همه اینها قرتی بازی غربی هاست
مردم ما باید چت کنند صیغه کنند کاری هم به کار دنیا نداشته باشند
اصلا خیال می کنید برای چی آمار رشد جمعیت تو آلمان نزولی شده برای اینکه کسی چت نمی کنه
در ادامه این گونه اظهارات عبدالمجید ریاضی دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات توضیحات جالبی درباره علل محرومیت کاربران ایرانی از سرعت بالای اینترنت ارائه داد. که لازم دیدم قسمت هایی از این سخنان را با هم تجزیه تحلیل کنیم
آمار نشان می دهد بیشترین مصرف اینترنت توسط کاربران خانگی در محیطهای چت سپری می شود و از 27 هزار کاربر اینترنت حداقل 26 هزار نفر از آنها به سرعت بیش از 56 کیلو بیت نیاز ندارند
نمی دانم آيا آقای دبیر تاكنون با سرويس Dial Up به اينترنت متصل شده است تا دركي از سرويسهاي56كيلوبيتي داشته باشد یا نه؟ اگر ایشان هم برای بالا آمدن سایت دانشگاه نذر صد تا صلوات می کردند اگر ایشان هم بین باز شدن هر صفحه دو رکعت نماز می خواندند و پس از بیست بار رفرش کردن و توسل به روح ادیسون صفحه ای بدون عکس جلوشان نمایان می شد دقیقا درک می کردند که با این سرعت نمی شود کاری جز چت کرد
توسعه IT در بحث شهروند ایرانی- اسلامی باید بر اساس توسعه سجایای اخلاقی کشور باشد (!)
...این محدودیت از طرف دولت و مجلس نیست بلکه این بخشنامه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ابلاغ شده است.
چند وقت پیش در جایی می خواندم تنها کمتر از چهار درصد از سایت های ایرانی سایت های غیر اخلاقی هستند از طرفی هیچ یک از صد سایت پر مخاطب جزو سایت های غیر اخلاقی طبقه بندی نمی شود
ضمن تقدیر و تشکر فراوان از این وزارت و آن شورا که این قدر به فکر اخلاق ما هستند بسیار خوش حال شدم از اینکه فهمیدم مسئولان ما استفاده دیگری هم از اینترنت می کنند و این چهار در صد آن قدر برایشان اهمیت دارد که برای نود و شش درصد بقیه محدودیت ایجاد کنند
برنامه ای برای حل مشکلات دانشگاهها در زمینه اتصال به اینترنتی با سرعت 10 گیگا بیت در دستور کار داریم.
زمانی که می گویند به پایان برنامه نزدیک می شویم نتیجه اش را چند سال بعد می بینیم (البته به صورت عکس ) حالا که تازه در دستور کار دارند کی شاهد اینترنت 10گیگ می شویم ؟ مطمئنا به سن من و شما قد نمی دهد
فعلا دانشگاهها منتظر باشند که احتمالا قرار است اینترنت شان قطع بشود
در ادامه جناب ریاضی در یک اظهار نظر فوق تخصصی ایجاد مشکل در دیدن یک صفحه وب را تنها به دلیل عدم پهنای باند مناسب ندانست و گفت: ممکن است کامیپوتر کاربر خراب باشد
پس از شنیدن این اظهارنظر متاسفانه هود آشپزخانه مان هم دود کرد و مجسمه ابوالهول در حرکتی ضد انقلابی شروع به دست زدن برای آقای دبیر کرد
راستی نکته ای است که نمی دانم به آن باید خندید یا گریه کرد
كارشناسان ميگويند وضعيت ارتباطات و فناوري اطلاعات ايران در 3-2سال اخير به جاييرسيده كه ديگر نميتوانيم خودمان را با كشورهاي هم رده خود نيز مقايسه كنيم. اگركمي در نقشه جهان به سمت شرق برويم، با نگاه گذرايي به كشورهايي چون مالزي درخواهيم يافت كه سرعت اينترنت پر سرعت مالزي 1792 برابر ايران و قيمت اينترنت پرسرعتش تقريباً 16 هزار برابر كمتر از ايران است.
اين درصورتي است كه ازايران زياد دور نشويد، چراكه اگر به كشورهايي چون ژاپن برسيد، اينترنت را باسرعتهايي عجيب و غريب ميبينيد كه محاسبهاش برای آقای وزیر سخت ميشود.
بالاترین سرعت دانلود فایل در آی.اس.پی های تهران متعلق به شرکت دولتی آی.پی.ام با 549 کیلوبیت در ثانیه است و این درحالیست که این شرکت تا جائی که می دانم به افراد عادی سرویس اینترنت نمی دهد.
این آمار وقتی تأسف برانگیزتر می شود که می بینیم بالاترین سرعت اینترنت در کابل پایتخت افغانستان 1171 کیلوبیت در ثانیه است!!
جالب اینجاست که سرعت اینترنت در بورکینافاسو هم بالاتر از ایران است! (سرعت اینترنت در بورکینافاسو ارائه شده توسط شرکت اوناتل 562 کیلوبیت در ثانیه است)
منچستريونايتد با شكست چلسي در فينال، قهرمان ليگ قهرمانان اروپا شد.
حواشی قبل و هنگام بازی:
- بسیجیان سلحشور و همیشه پایبند به آرمان های امام راحل قبل از آغاز بازی در اعتراضی نمادین به مربی صهیونیست و خون آشام تیم استثمارگر چلسی شیشه تلویزیون های خود را شکستند.
-جمعی از خانواده های شهدا ، جانبازان و ایثارگران به هنگام بازی برای باخت تیم چلسی با مربی صهیونیست دست به دعا برداشتند و نماز باخت اقامه داشتند.
- کریس رونالدو در اقدامی شجاعانه چندین بار اقدام به حمله به سمت دشمن صهیونیستی نمود و بالاخره موفق به لرزه انداختن پایه های اسرائیل شد . کاروالیو از فرط حسادت خطای شدید بر روی او انجام داد.
- یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود آن قدر به اورام گرانت سنگ می زند تا به گرانیت تبدیل شود.
حواشی بعد از بازی:
-رواـبط عمومی خدا در اطلاعـیه ای ایـنگونه اعلام داشت:ای بـندکان بــیکار من ، نگفتم ادعـــونی استجـــب لکم ؟ تحقق می یابد همه وعده های الهی.
-یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود “فرانک لمپارد” که پیروزی مومنین را به عقب انداخت هرکجا بیابد به عقوبت خواهد رساند و این بازیکن وابسته به لابی صهیونیست غرامت این کار خود را پرداخت خواهد کرد.
-تیتر روزنامه صبح کیهان : دشمن صهیونیستی با انتفاضه مجاهدین منچستری یک گام دیگر به نابودی نزدیک شد.
-حسین شریعتمداری دروازه بان منچستر را مفتخر به لقب “وان عماد مقنیه”کرد.
-احمدی نژاد اعلام نمود در لحظه سرخوردن “جان تری” هاله ای نورانی را مشاهده نموده و این دست امام زمان بوده که باعث شد او نتواند پنالتی را به گل تبدیل کند.
- رسانه های صهیونیستی خبر در هم شکستن پایه های این رژیم را سانسور کردند و در هیچ یک از روزنامه ها و مقالات به آن اشاره ای نکردند.
-ائمه جماعت و جمعه سراسر ایران در پیامی از دلاوری های “وان عماد مقنیه” تشکر کردند.
اینجانب امام زمان ضمن تکذیب کلیه مشخصاتی که در طول سی سال گذشته بهتان گفته اند و برخی مشخصات دیگر که طی سی سال آینده میخواهند بهتان بگویند به دلایلی که در زیر می آید با اجازه خداوند هفته آینده حتماْ ظهور مینمایم ! البته قرار بود هر وقت دنیا پر از ظلم بشود ما ظهور بنمائیم لیکن خداوند پریروزها به ما گفت مهدی جان برو زودتر ظهور کن چون اگه این یارو را ول بکنی استیضاح وزیر بازرگانی را هم میندازه گردن تو !
دلایل ظهور ما به این شرح است :
1. من البته نمیدانم این چی میگه چون هرچی فکر کردم اصلاْ یادم نیامد که طی این هزار سالی که غایبیم رفته باشیم دانشگاه کلمبیا لیکن تحقیق نمودیم دیدیم چون اگر در دانشگاه کلمبیا به احمدی نژاد فحش ناموس هم میدادند باز میرفت سخنرانی میکرد و وقتی بقیه فحشش میدادند میگفت نورانی شدم فسفری شدم متالیک شدم و از همین چیزهائی که همیشه میگوید ، بعد میرود مشهد میگوید همه آن حرفها را ما زده ایم لذا واجب شد که به جهت حفظ آبروی اهل بیت ما زودتر ظهور کنیم برویم مشهد بگوئیم بابا این دروغ میگوید و همانجا در مشهد جدّم را هم شاهد بگیرم که شهادت بدهد موقعیکه این داشت سخنرانی میکرد ما اصلاْ یکجای دیگری در غیب و آنطرفها داشتیم غیبت میکردیم (!) و اصلاْ این حرفا کدومه آقا ؟!
2. بنده یک چرخی در جمهوری اسلامی زدم دیدم همه را یا دارند شلاق میزنند یا با چماق میزنند یا دست و پایشان را قطع میکنند یا اعدام میکنند یا از بالای تپه پرت میکنند پائین و از یکی پرسیدم ببخشید چرا این کارا رو میکنند گفت آقا امام زمان گفته - یعنی ما ! - آقا ما اینقدر شاکی شدیم که نگو ! اینست که تا آبرو حیثیت ما را بیشتر از این نبرده اند و ما دستی دستی نشدیم قاتل کل ملت ایران زودتر ظهور میکنیم که به همه بگوئیم آقا این خزعبلات کدومه به جان شما بنده اگر راضی باشم خون از دماغ کسی بیاید !
3. بنده البته پریروزها رفتم شیراز یکسری به حافظ بزنم دیدم همه با توپ و تانک و تفنگ و موشک و چندتا سلاح دیگر که جدّ ما اگر دوتایش را داشت هنوز داشت حکومت میکرد و اصلاْ نیازی هم بما نبود ، از جلوی یکنفری رد میشوند و او هم دستش را هی بالا پائین میبرد ! به یکی گفتیم ببخشید این کارها برای چیه ؟ گفت این سپاه امام زمان است - یعنی ما ! - گفتیم اینها با آنها چکار میکنند گفت میزنند به دک و دنده دشمن امام زمان - یعنی ما ! - گفتم ببخشید اینها از کجا میدانند دشمن ما - یعنی امام زمان ! - کیه ؟! گفت هر کی دشمن اون آقائی که اون بالاست باشه دشمن امام زمان هم هست ! گفتیم مگه اون آقا کیه ؟ گفت نایب امام زمانه ! گفتیم عجب ! آنوقت شما از کجا میدانید که اون آقا نایب ما - یعنی امام زمان - است ؟ گفت ببین دیگه داری خیلی خارج از رساله حرف میزنی ها ! نکنه تو هم دشمن امام زمانی ! این شد که گفتیم تا تمام دنیا علیه بقیه دنیا وارد جنگ نشده ما خودمان ظهور کنیم بگوئیم آقا این حرفها کدومه اولاْ ما اگر قرار بود نایب و وکیل وصی داشته باشیم مگر خودمان چلاق بودیم ثانیاْ ما کی دوست داریم تمام دنیا همدیگر را با موشک بزنند ؟!
4. بنده البته درست نفهمیدم دولت نهم را کی مدیریت کرده ام خودم خبر ندارم ولی یک کمی که نگاه کردم دیدم خیلی باحاله ! از اینور گاز قطع میشود از آنور نان گران میشود از آن یکی طرف خودشان یک عالمه شکر دارند میروند شکر وارد میکنند از این یکی طرف برنج گران میشود بعد در برنامه تهران ۲۰ یقه مردم را میگیرند میگویند پدرسگ اعتراف کن که برنج ارزان است بعد دریای خزر را میدهند به روسیه میگویند نام جعلی خلیج عربی که حواس مردم پرت بشود بعد یک کمی که حواس مردم جمع شد فوری رئیس مجلس یقه رئیس جمهور را میگیرد بعد رهبری شان میگوید بر طبل اختلاف نکوبید نظام تضعیف میشود بعد دو نفرشان خشتک همدیگر را در میاورند که یکیشان بشود رئیس مجلس بعد ..... آقا این کارا چیه ؟ به جان عزیز شما بنده اگر راضی باشم مردم اینقدر مصیبت بکشند ! این است که زودتر ظهور میکنیم که یک دولت تشکیل بدهیم ببینند دولت ما چی است دولت خودشان چی بوده !
5. باور بفرمائید بنده در تمام طول عمرم چه حاضر بوده ام چه غایب حتی کدخدای یک داهات هم نبوده ام لیکن هر جائی را که نگاه کردم دیدم نوشته مملکت امام زمان ! بعد دیدم یا دارند دختر مردم را در فلکه صادقیه کتک میزنند یا پسر مردم که شاگرد اول دانشگاه بوده الآن کنار خیابون معتاد نشسته یا همه بیکارند یا اگر دانشجو هستند زندانی هم هستند یا اگر دانشجو نیستند آفتابه انداخته اند دور گردنشان ، بیشتر آدم حسابی ها هم که فرار کرده اند رفته اند خارج دیدم ای بابا شما که دارید اسم ما را مفتی خرج میکنید خب یک دفعه بگوئید جنگل امام زمان خیال همه را راحت کنید دیگه ! بنده حتماْ هفته آینده ظهور میکنم تا ایکی ثانیه چنان مملکتی بسازم مامان ! جوری که به امریکائیها هم ویزا نده ! نتیجه : خدایا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی ، از نهضت خمینی ، محافظت بفرما ! ( یعنی تا هفته دیگه
از ماه پیش با تبلیغات وسیعی که از طرف بچه های بسیج صورت گرفته بود اعلام شده بود که برادر حسین شریعتمداری در روز پنجم خرداد در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان شرکت خواهد کرد .جالب اینجاست که تیتر این اعلامیه ها این بود :
« برای آنان که در جستجوی حقیقت هستند. »
اما امروز (یعنی همین چند دقیقه پیش ) که قراربود برادر قدوم نورانی شان را بر تخم چپشمانمان بگذارند توسط سخنران جلسه اعلام شد که:
« امروز صبح قرار بود هواپیما تهران - بوشهر حامل ایشان باشد که با توجه به کارشکنی هایی که شد ایشون نتوانستند به پرواز برسند با تلاشهایی که ما صورت دادیم بلیط پرواز تهران عسلویه را برایشان تهیه کردیم که این پرواز هم به علت نقص فنی لغو شد»
شاید اون موقع به علت عصبانیت نتوانستم معنی این سخنان را خوب درک کنم ولی الان که در سایت دانشگاه هستم می خواهم این سخنان را به تجزیه تحلیلم....
با توجه به کارشکنی هایی که شد ایشون نتوانستند به پرواز برسند.
جا دارد اینجا این کار شکنی را که از طرف اصلاح طلبان به منظور ممانعت از سخنرانی ایشان در دانشگاه خلیج فارس بوشهر صورت گرفت را افشا کرده و نیمه پنهان آنها را بر ملا سازیم :
1.خراب کردن ساعت برادر به منظور بیدار نشدن ایشان از خواب !!!
2-ایجاد اختلال در خطوطمخابرات به منظور عدم دسترسی ایشان به آژانس!!!
3- ایجاد ترافیک سنگین در خیابان های اطراف فرودگاه !!!
4- مافیای اقتصادی که با افزایش قیمت گوجه فرنگی فکر برادر را مشغول به خود کرده بودند !!!
5- اسامی بقیه عوامل را بزودی اعلام می کنم
به خدا اسماشون تو جیبمه ها.........
با تلاشهایی که ما صورت دادیم بلیط پرواز تهران عسلویه را برایشان تهیه کردیم .
تلاش های طاقت فرسایی از قبیل رفتن به سایت هواپیمایی و اخذ بلیط ؛البتهباید تلاش به منظور رسیدن این فکر به ذهن اوشان را هم در نظر گرفت .
این پرواز هم به علت نقص فنی لغو شد!!!!
لازم به ذکر است که دست لابی اصلاح طلبان در خراب کردن بوق هواپیما و اختلال در اوضاع جوی کشور به وضوح آشکار بود.
حالا فکر کنید تلاشهای دیگری که ممکن بود انجام شود:
1.قرار بود با ما شین بیاد که سهمیه بنزینش تموم شد.
2-قرار بود با قطار بیاد که انگلیسا راه آهن بوشهر رو جمع کردند (البته از این اتفاق یه صد سالی می گذره ولی به خاطر همین بود)
3-قرار شد با کشتی بیاد که....
دیدی گول خوردی تهران که آب نداره
جای خراب نداره
پولشو دادن به لبنان !!!
اینم جواب نداره ؟؟؟
اینجا جا دارد به دو نکته غیر طنز هم اشاره کنم :
1-به ساعت ها توجه کنید ساعت 4.5 فهمیده شده که آقای شریعتمداری نمی آید ولی ساعت 5.20 در سالن باز می شود و حضار پس از 45 دقیقه انتظار متوجه می شوند 1.5 ساعت پیش بروبجه های بسیج فهمیده بودند که کسی نمی آید اما می گویند ما هم تازه فهمیدیم همین 1.5 ساعت پیش
2-ابتدا قرار بود این جلسه با حضور شخص دیگری با دیدگاه متفاوت با ایشان به صورت یک مناظره صورت گیرد که همون شان به علت مسائل شخصی!!!!!! (شاید در حد یک مشکل ناموسی) با این امر مخالفت کردند.
در پی موفقیت عظیم دانشمندان ایرانی در پرتاب موشک ایرانی ساخت کره شمالی !!! به هوا ناسا رسما اعلام کرد که چنین موشکی هرگز وارد جو نشده است .
چند هفته پیش هنگام پرتاب موشک
احمدی نژاد : 10-9-8-....3-2-1 با نام حضرت صاحب الزمان و رهبر معظم انقلاب فایر (fire)
هیچ اتفاقی نمی افتد ، احمدی نژاد با صدایی آرامتر فایر (بابا جون مادرت فایر ضایعمون نکن دیگه) اما باز هم اتفاقی نمی افتد ؛ اما محمود که هیچوقت کم نمی آورد دوباره شروع به شمردن می کند ؛ اما این دفعه از اول (تا عدد کم نیاره) 1-2-3...7-8 "بوووم"
نکته ای که باید توجه کرد اینست که اگر این موشک تقدیم به حضرت صاحب الزمانه خوب چرا می فرستیدش تو هوا مگه خودتون نمی گید اوشون از یه چاهی تو جمکران در میاد ؛ حالا اگر هم تقدیم به رهبری خوب بازم بفرستیدش طرف بیت رهبری خیال همه ما رو راحت کنید !!!
چند لحظه بعد از پرتاب موشک در مصاحبه تلویزیونی
احمدی نژاد :این موشک توسط جوانان ایرانی ظرف نه ماه ساخته شده است .
ظاهرا محمود عزیز یا نمی دونه نه ماه چند ساله یا موشک رو با بچه هاش اشتباه گرفته ؛ شایدم محمود اشتباهی مادر موشکه رو ... استغفرالله
اما جالبتر این که حتی مسئولان کره شمالی هم اقرار کردند که موشک ساخت اونهاست ؛ اما مرغ محمود یه پا داره که اونم معلوم نیست تو کجای ملته !!! البته دانشمندان ایرانی اونو رنگ کردند ، کاری که هر افغانی ای نمی تونه انجام بده از قدیم هم که گفتند : کار را که کرد آن که تماما کرد .
سکوی پرتاب موشک هم که همون سکوی پرتاب شهاب 3 بود با این تفاوت که حتی اونو رنگ هم نکرده بودند و زنگ آهن هاش از تلویزیون هم معلوم بود. ( خب وقتی کار ایرانه چرا رنگش کنیم )
براستی که خداوند اسراف کاران را دوست ندارد .
حالا دیگه همه کره زمین که داره به ایران می توپه هیچ ، می ترسم از فردا مریخی ها هم ایران رو مورد عناپت خودشون قرار بدن .(می بینید جوون ایرانی تو مریخ هم آدم پیدا می کنه)
برای جلوگیری از این اتفاق خجسته پیشنهاد می کنم محمود جون یک بار دیگه اما برعکس (البته از 18) بشمره شاید موشکه خودش با زبون خوش برگشت.
|+| نوشته شده توسط
مهدی در یکشنبه 11 فروردین1387
|